صفحه در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر کنيد...
دیروز بنزین رو سهمیه بندی کردن![]()
امروز نون ![]()
و فردا هم لابد هوا برای نفس کشیدن
افرین به غیرت شما مردم ایران
باور کنید دیگه خجالت می کشم بگم ایرانی ام![]()
واقعا که حق ماست نون خشک هم
برای خوردن نداشته باشیم
از معصومه عزیزم که برای
اولین بار به وبلاگم اومد و
برام نظر گذاشت
۱)
دختر فراری ـــ
جایی برای رویایی پاک نداشت ــــ
تاجر نان خشک محله
تمام نان خشک هایش را احتکار کرده بود ـــ
آسمان به زمین رشوه می داد
اما باغ
به جرم اختلاس میوه هایش
خشک شده بود ـــ
خواهری
کودک ترین برادرش را
معتاد باکرگی خود کرده بود
در روزگاری که
جاذبه زمین نمی دانست
نباید
در اکس پارتی ها شرکت کند
وگاز نمی فهمید
نباید در فصل سرما قطع شود
غیرتم یخ زد
و تمام ناخن هایم را
پای تلوزیون
موقع باختن "استقلال" جویدم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۲)
هیچ شرکتی
دستهای پدر
سیاهی موهای مادر
و جوانی مرا
بیمه نمیکند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۳)
جاده ای که مرا به مرگ میرساند
به جز تابلوی "ایستادن اکیدا ممنوع"
تابلوی دیگری ندارد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۴)
حلقه های دود قلیانم
محدوده تنهایی ام را
خوب مشخص کرده است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خاطر نصیحت بعضی از دوستان
واقعی که به حرف هر کسی گوش ندم
وبلاگ رو به حالت اولیه و با همون
صفاتی که همه میگن دارم
درستش کردم
سجده ی
سپید
یک روز سپید
باز هم آسمان به زمین رشوه می دهد
تاشاید
دیدن زیبایی بلورهای برف
بهانه ای شود تا
سری به سوی آسمان برود
و برف بازی
بهانه ای باشد برای سجده ای
یادمه سال گذشته روز تاسوعا تو شهر مراغه بودم تقریبا
۳۰-۴۰ سانتیمتر برف اومد اما مانع عذاداری مردم نشد
اما امسال تو شهر خودم هیچ کس رو بیرون نمی بینم
امسال هم که علم ممنوع شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لابد سال دیگه
هم زنجیر زدن ممنوع میشه و سال بعد سینه زدن و بعد هم.......
یا ثارالله
شعر جدید شاعر متهم :
خاطراتت
مرا
ورق میزند
و نبودنت
اضطرابم را
صبح میشود
تو نیستی
شب میشود
تو نیستی
نفس میکشم
تو نیستی
و
میمیرم و باز تو نیستی
و دیگر ناخنی برای جویدن نمانده
تا "معصومه" نگران آن باشد
<<<<<<< >>>>>>>
صدای گامهای زمان روی اعصابم راه می رود
با تو که بودم میدوید
بی خیال زمان
بگذار
یک بار دیگر بیایم سر کوچه
و یک بار دیگر
به درون آخرین تاکسی نگاهی کنم
اما خود را پای آخرین درخت سبز می بینم
که الماس کوه نور را
بر بالای آن نصب کرده اند
و آن را با ریسه های بزرگی از
مرغهای بریان و
میوه های رنگارنگ
تزئین کرده اند
تا پسرکهای گل فروش و دخترکهای کبریت فروش فراری
به آن نگاه کنند و
دهانشان آب بیفتد
"پاپانوئل" را ببین
یواشکی برای
نوه و نبیره های "راکی فلر"
کادو میبرد
یاد "حاجی فیروز" افتادم
ومراسم با شکوه تیر بارانش
که از اخبار "بیست وسی" زنده زنده پخش شد
و آخرین خواسته اش این بود
که او را به یک ستون دیگر ببندند
شما که نبودید
( شاید هم با یک ماشین پلاک قرمز به عروسی رفته بودید)
آن شب آرزو کردم
کاش من "رابین هود" بودم نه "شاعر متهم"
راستی فکر کنم
روز آمدنت لو رفته
چون هر جمعه دونفر را می بینم که
رهگذران را
با یک عکس
مقایسه می کنند
گمانم عکس تو باشد
که از طریق بولوتوس پخش شده
<<<<< >>>>>
آخرین تاکسی از جایش تکان نمی خورد
امشب چقدر سرد است
هاااااااااااااااااااا
دستانم بوی مرگ گرفت
برمی گردم به خانه
تا دوباره خاطراتت
اضطرابم را ورق بزند
امروز اولین سالگرد تولد وبلاگ شاعر متهم منتظر همه هستم
۱/۱۰/۸۶
پس از آن غروب رفتن اولین طلوع من باش
من رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باش
برای شروع دوباره شاعر متهم دعا کنید

در سراشيبي که نامش زندکيست -
باهمه بيگانگيها ميروم
در سکوت سرد غمگين زمان -
بي هدف بي يار و تنها ميروم
در سراشيبي که نامش زندگيست -
مي روم شايد که در دشت بزرگ -باز يابم آنچه را گم کرده ام
در سراشيبي که نامش زندگيست .........


آرزويم اين است:
نرود اشك در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد......
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز........
و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي........
عاشق آنكه تو را مي خواهد.......
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد.........
و ترا دوست بدارد به همان اندازه، كه دلت ميخواهد



التماس دعا(شاعر متهم)
این اولین باره که دارم پشت هم دوتا خبر بد توی وبلاگم میذارم
( امروز قیصر شعر ایران هم رفت )
نمی دونم شاید خبر سوم مرگ شاعر متهم باشه
وقتی تو نیستی
نه هستهای ما چونان که بایدند و نه باید ها
همیشه حرف اخرم و اخر حرفم را با بغض میخورم
باشد برای روزهای مبادا
اما در صفحات تقویم روزی با این نام نیست
اما آن روز هر چه باشد روزیست مثل دیرورز مثل امروز و مثل فردا
وقتی تو نیستی نه هستهای ما چونان که بایدند و نه بایدها
هر روز بی تو روز مباداست
یادش سبز
بچه ها استاد ژولیده هم رفت
باز یه نفر از بین ما رفت و یادش افتادیم
انگار همین دیروز بود که توی کنگره شعر نبوی ورامین
شعر خوند با اون حالش هر جوری بود اومده بود تا بگه
برای همیشه خداحافظ
استاد عزیز من رفتنت رو تسلیت نمیگم چون حس می کنم
خودم صاحب عزای توام
دیدار به قیامت
از امشب چاه هم همدم ندارد
به بالش شاپرک خاتم ندارد
درختی پر ز خرما و یتیمی
برای چیدنش آدم ندارد
پس از او خانه سرد یتیمان
به جز یک بازی در هم ندارد
و دیگر کوچه روی گونه هایش
به شبگردی او شبنم ندارد
یگانه مرد عالم پر زد از درد
و شهری از عروجش غم ندارد
و محراب ز خون رنگین کوفه
از این شق القمرها کم ندارد
برای فاتح درهای خیبر
بریدن از جهان ماتم ندارد
برای او همین هم رستگاریست
تو گویی تیغ قاتل سم ندارد
پس از او تیغ ظالم کرد بیداد
و ابروی عدالت خم ندارد
و حالا ای ریا کاری که جسمت
به جز رخت شه عالم ندارد
ببین او بر لحاف قو نخوابید
لباس او که ابریشم ندارد
ایام شهادت مولی الموحدین علی(ع) را به تمامی شیعیان
تسلیت میگویم.
یکی از این روزها
جغدهای ساعت شمس العماره
پرواز می کنند
وبر بلندای برج آزادی
لانه می زنند
آمدنت جشن می شود
و ۳۱۳ بار
روی بزرگترین کیک می نویسند
"تولدت مبارک"
بارها اسمت در کتاب "گینس" ثبت می شود
رکورد دار شمع های تولد ـ
رکورددار اشکهای انتظار
و ۳۱۳ بار فوت می کنی
به روشن ترین سالهای تاریکی
و جغدها
برای همیشه
ساعت را ترک می کنند
سروده شاعر متهم
لطفا درباره این دو شعر جدید نظر بدید:
فردا آخرین گوسفندی
که سعی می کرد
مرا بخواباند
قربانی میشود
<<<<<<< >>>>>>>
سالها پیش
وقتی که من
کودکتر از این بودم
به جای گوسفند
موشکها را می شمردم
موشکها که زوزه کشان
برای شهر
لالایی بیدار باش میخواندند
وبعد هر که را دلشان میخواست
می خواباندند
<<<<<<<<< >>>>>>>>>
دیروز
اخرین گوسفندی
که سعی می کرد
مرا بخواباند
قربانی شد
و من
با عکسش
موشکی ساختم
تا همه را بیدار نگه دارم
****************************************************
خاک ادم را زایید
ادم
دست در دست خدا
تاتی تاتی آموخت
خدا فهمید با وجود آدم
دیگر تنها نخواهد بود
حوا آمد
خدا برای همیشه تنها شد
*************************************************
سلام بعضی از دوستان گفتند برای این پست توضیح
بدم ولی دوست داشتن که توضیح نمی خواد ![]()
ماهيه باورش شده تور اگه بندازه سرش
ميشه عروس ماهي ها شاه ماهي ميشه همسرش.
ماهيه باورش نبود تور اگه بندازه سرش
نگاه سرد ماهي گير ميشه نگاه اخرش
------------------------------------------------------------
دنیا
جایی که
انسان آنرا
برای دفن کردن
پس مانده های خاطراتش
انتخاب کرده است
(شاعر متهم)
فرا رسیدن نیمه شعبان روز ولادت آقای خوبی و مهربانی
حضرت مهدی (عج) را به منتظران موعودش تبریک می گویم .
سایه هامان درپس دیوارها قد می کشد
بر سر حرف قشنگ آمدن مد می کشد
این دل کوچک زغم آخر به جایی می رسد
تا میان روز و شب تا سال سرحد می کشد
اسب ظلمت بر ضعیفان نابسامان می رمد
بند او را هم که می دانی چنین دد می کشد
تا نیایی مانده تنها سایه ی ایمان و دد
بر سر آیات قرآن خطی از رد می کشد
خانه ی کفرو نفاق و جای حق معلوم نیست
سایه هامان دزدکی دستی به گنبد می کشد
تابیایی قلب هامان غرق شادی می شود
برسر رود ستم ها بیرقت سد می کشد
در تصاویر حكاكی شده بر سنگهای تخت جمشید
هیچكس عصبانی نیست هیچكس سوار بر اسب نیست
هیچكس را در حال تعظیم نمیبینید هیچكس سر افكنده
و شكست خورده نیست هیچ قومی بر قوم دیگر برتر نیست
و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد .
از افتخارهاي ایرانیان این است كه هیچگاه برده داری در ایران
مرسوم نبوده است
در بین صدها پیكره تراشیده شده بر سنگهای تخت جمشید
حتی یك تصویر برهنه و عریان وجود ندارد.و همین طور یکتا پرستی
ایرانیان که از اولین معدود ملتهای یکتا پرست زمان بودند
هرچند امروز .....




اگر سیب نبود
انسان زمین را کشف نمی کرد
و قابیل
تمام
کلاغها را
بسیج می کرد
تا تمام بهشت را
گورستان کند
و شیطان را
به "حوری خانه "های خود دعوت می کرد
تا...
پس
زمین را سپر بلای بهشت کردند
براستی اگر سیب نبود .........
*************************************
ولادت امام حسین (ع)و برادر با وفایش ابالفضل را به
همه عزیزان تبریک می گویم